عبور از عصر کالای عام
تأملی راهبردی بر رویدادهای IBEX و ICF ۱۴۰۵
نمایشگاه های تخصصی صنعت غذا، فراتر از فرصتی برای معرفی محصولات و دستاوردها، عرصه ای برای شناخت تحولات، ارزیابی ظرفیت ها و بازاندیشی در مسیر آینده این صنعت اند. نمایشگاه بین المللی شیرینی و شکلات و نمایشگاه بینالمللی صنعت غلات، آرد و نان (IBEX) در سال ۱۴۰۵ نیز از این منظر، برای من فرصتی ارزشمند بود تا در کنار فعالان این حوزه، تصویری روشن تر از مسائل و اولویت های امروز صنعت غذای کشور به دست آورم.
آنچه در جریان این رویدادها بیش از هر چیز توجه مرا جلب کرد، واقعیت اقتصادی حاکم بر فضای تولید بود؛ واقعیتی که در آن، افزایش هزینه ها، محدودیت منابع مالی، دشواری تأمین و فشار رقابت، تصمیمگیری های صنعتی را پیچیده تر از گذشته کرده است. در چنین شرایطی، توسعه صنعت را نمی توان صرفاً در افزایش ظرفیت یا خرید تجهیزات جدید خلاصه کرد. امروز، بیش از هر زمان دیگری، ضرورت دارد که به بهره برداری مؤثر از ظرفیت های موجود و ارتقای بهره وری بهعنوان یکی از ارکان اصلی پایداری تولید توجه کنیم.
به باور من، مزیت رقابتی آینده صنعت، نه الزاماً در برخورداری از امکانات بیشتر، بلکه در توانایی بهره گیری هوشمندانه تر از منابع و امکانات موجود شکل خواهد گرفت.
کیفیت؛ فراتر از استانداردهای عمومی
یکی از موضوعات بنیادین در زنجیره تولید صنایع غذایی، نقش تعیین کننده مواد اولیه در کیفیت و پایداری محصول نهایی است. در صنعت آرد، ممکن است محصولی از نظر شاخص های عمومی و استانداردهای متعارف، کیفیت مطلوبی داشته باشد، اما در یک فرآیند تولید مشخص، عملکرد مورد انتظار را ارائه نکند. این تفاوت، بهویژه در خطوط صنعتی تولید کیک، بیسکویت، کلوچه و نان، اهمیتی دوچندان دارد.
تجربه سال های فعالیت من در این صنعت نشان داده است که کیفیت، مفهومی فراتر از نتایج آزمایشگاهی و انطباق با استانداردهاست. کیفیت واقعی زمانی محقق میشود که ماده اولیه، متناسب با ویژگیهای خط تولید و محصول نهایی، عملکردی پایدار و قابل پیشبینی داشته باشد. هر میزان ناهماهنگی در این زمینه میتواند به افزایش ضایعات، تغییر کیفیت محصول و تحمیل هزینههای پنهان به تولیدکننده منجر شود.
از این رو، معتقدم نگاه یکسان به نیازهای متفاوت تولیدکنندگان، دیگر پاسخگوی اقتضائات امروز صنعت نیست. هر کارخانه، متناسب با تجهیزات، فرمولاسیون و شرایط عملیاتی خود، به راهکاری متناسب نیاز دارد؛ راهکاری که از شناخت دقیق فرآیند تولید آغاز میشود و به ثبات و بهرهوری بیشتر می انجامد.
از رابطه تجاری تا همافزایی فنی
یکی از ضرورت های راهبردی صنعت غذا، بازتعریف رابطه میان تولیدکنندگان و تأمینکنندگان مواد اولیه است. اگرچه قیمت رقابتی، کیفیت مطلوب و تعهد به تأمین مستمر همچنان از مهم ترین معیارهای این رابطه به شمار میروند، اما به اعتقاد من، در فضای رقابتی امروز، این عوامل بهتنهایی برای ایجاد مزیت پایدار کافی نیستند.
تأمینکننده ای که بتواند نیاز واقعی مشتری را بشناسد، در تحلیل چالشهای تولید مشارکت کند و برای بهبود عملکرد مواد اولیه راهکار ارائه دهد، از جایگاه یک فروشنده فراتر میرود و به شریک فنی تولیدکننده تبدیل میشود.
در آرد میلاد آذربایجان، همواره بر این باور بودهایم که مسئولیت ما صرفاً به تولید و عرضه آرد محدود نمیشود. شناخت کاربرد نهایی محصول، توجه به اقتضائات خطوط تولید مشتریان و تلاش برای ایجاد ثبات در عملکرد مواد اولیه، بخشی از نگاهی است که برای آینده این مجموعه در نظر داریم. این رویکرد، نه یک انتخاب تشریفاتی، بلکه ضرورتی برخاسته از واقعیت های تولید و نیازهای روزافزون صنعت غذاست.
آینده صنعت؛ در گرو انتخابهای هوشمندانه
آنچه از بررسی و مشاهده رویدادهای سال ۱۴۰۵ برای من اهمیت ویژه ای داشت، ضرورت تغییر در اولویت های مدیریتی صنعت بود. در شرایطی که تأمین منابع و اجرای طرح های توسعه ای با محدودیت های جدی همراه است، توجه به کاهش ضایعات، کنترل هزینه ها، تثبیت کیفیت و ارتقای بهره وری می تواند نقشی تعیینکننده در حفظ توان رقابتی واحدهای تولیدی ایفا کند.
من بر این باورم که آینده صنعت غذای ایران در گرو همکاری مؤثرتر حلقه های زنجیره تأمین، بهرهگیری از دانش فنی و اتخاذ تصمیم هایی است که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای امروز، پایداری تولید را در بلندمدت تضمین کنند. در این مسیر، نزدیکی دیدگاه آسیابان و صنعتگر و شکل گیری زبان مشترکی مبتنی بر شناخت فنی، میتواند زمینه ساز خلق ارزش افزوده ای فراتر از مناسبات معمول تجاری باشد.
نمایشگاه های IBEX و شیرینی و شکلات ۱۴۰۵، بار دیگر این واقعیت را یادآور شدند که در فضای اقتصادی و صنعتی امروز، موفقیت بیش از آنکه حاصل توسعه کمّی باشد، به کیفیت تصمیمها و اثربخشی عملکرد وابسته است.
در آرد میلاد آذربایجان، افق پیش روی ما، حرکت از تأمین یک کالای عمومی به سوی ارائه راهکارهایی متناسب با نیاز صنعت است؛ چراکه باور دارم آینده پایدار، نه صرفاً با تولید بیشتر، بلکه با تولید دقیق تر، بهرهورتر و مبتنی بر شناخت عمیق تر از نیاز مشتریان رقم خواهد خورد.
شاید مهم ترین درس این رویدادها آن باشد که در مسیر پرچالش صنعت، مزیت واقعی از آنِ مجموعه هایی است که محدودیت ها را بهانه توقف نمی کنند، بلکه با نگاهی آینده نگر، دانش فنی و همکاری سازنده، راههای تازه ای برای خلق ارزش می یابند.
” مقاله فوق در نشریه نگاه هستی به چاپ رسیده است.”
